رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اخرین مسافرت مامانی

عزیزم روز سه شنبه تصمیم گرفتیم با دایی جونت و مامان جونی بریم شمال که یکدفعه گلنوش و خاله هم گفتن   اگه جا دارید ما هم میاییم که 2 تا ماشین شدیم  (من و بابایی . خاله گلنوش و روزبه تو ماشین ما بودن)(نگین امیر  مامان جونی مادر بهاره جون تو ماشین دایی امیر بودن)همه فشرده نشستن رفتیم رودبار ده کلایه پیش مشدی حاج اقا .ده قشنگی بود بساط جوجه راه انداختیم بیچاره چقدر خوشحال شدن ولی تو دل مش نقره و مشدی حاج اقا درد بزرگی بود  شب عروسی دخترش زلزله منجیل میاد 14 تا از بچه هاش زیر اوار مونده بودن خاطراتش خیلی تلخ بود .بعد پوریا پسر عموم زنگ زد گفت بیاید لاهیجان ما اونجایم جا هم داریم که من با اصرار می گفتم بریم ولی دایی جونت راضی &n...
16 فروردين 1391

تولد پویان

   فسقلی مامان امروز 4 فروردین تولد پویان(پسر خاله بابایی) بود عمه جونت هم دیروز از مشهد اومدن رفته بودن پیش مادر شوهرش. بعد از ظهر من و بابایی یکدفعه هوس کاچی کردیم با هم درست کردیم وقتی خوردم  10 دقیقه بعد اینقدر تکون می خوردی فکر کنم خیلی خوشت اومده بود مامان قربونت بشه اخه پسرم چیزهای شیرین دوست داره.  رادوینم پویان هم بازیت میشه اینقدر من که عاشقشم  اینقدر دوست داشتنی و خوبی هست. مطمئنم هم بازی خوبی با هم میشید   ...
16 فروردين 1391